Beta
http://texthoster.com/5hrpp

اعضای عزیز بالاترین من اعتراف می کنم که ما لیاقت رسیدن به دموکراسی را نداریم زیرا(م

اعضای عزیز بالاترین من اعتراف می کنم که ما لیاقت رسیدن به دموکراسی را نداریم زیرا..... 1- اولا مردمان با حافظه ی ضعیفی هستیم مصدق را 28 مرداد و بنی صدر و منتظری و موسوی و کروبی را تنها گذاشتیم زمانی که به ما نیاز داشتند،در حالی که بدین افراد نیاز داشتیم از ایشان استفاده کردیم، اما هرگز سرزنشمان نکردند... 2- به راحتی به هم توهین و صفات غیر اخلاقی را انتساب می کنیم و بدون دلیل و مستند تحلیل سیاسی و نسبت سیاسی می دهیم برای مثال بدون هیچ دلیل مستندی شورای هماهنگی راه سبز امید را عامل حکومت معرفی می کنیم البته این شورا جای انتقاد دارد اما همچنین صفتی بدون استناد روا نیست... 3- از اعضای عزیز خواهش دارم جو زده نشوید همان حرفی که مرحوم سحابی زدند باید قبول کنیم جامعه ما توانایی ایجاد انقلاب را ندارد یعنی این پتانسیل به هیچ وجه ایجاد نشده است این پتانسیل زمانی ایجاد می شود که مشروعیت دینی رژیم به کلی ریخته باشد همواره قدرت اقلیت طرفدار حکومت به اکثریت منتقد غلبه داشته، حکومت ایران هنوز پایگاه اجتماعی دارد و هنوز توازن قوایی بین حکومت و مردم ایجاد نشده است. این که از اتش سوزی یک جوان در میدان انقلاب و فقر و گرانی و جنایت های اجتماعی و کشته شدن شهید صابر و سحابی هیچ صدایی از مردم بلند نمیشه دلیلش اینه که رژیم مشروعیت دارد. 4- در تحلیل سیاسی همواره این امر رو به یاد داشته باشیم که سیاست مغازه بقالی نیست که با دیدن ظاهر قضایا به باطن قضایا پی ببریم سیاست هندونه ی توی حوضه که قسمت کمش بیرونه و باقیش تو اب پنهان شده. زمانی ما میتونیم به درستی تحلیل کنیم که ساخت قدرت رو بشناسیم روابط درون قدرت رو بفهمیم ما به سادگی موسوی و اصلاح طلبان رو عامل حکومت معرفی می کنیم اما امثال رجوی و سلطنت طلب ها و امثال پهلوی و همایون و مشیری رو مبارزان راه ازادی میدونیم در صورتیکه اگه مقایسه کنیم می بینیم رفتار دسته دوم به حکومت بیشتر خدمت کرده و ما نسبت موسوی و اصلاح طلبان بی لطفی می کنیم. 4- همه باید قبول کنیم بعد دستگیری رهبران جنبش بیشترین کسانی که به جنبش کمک کردند امثال امیرارجمند در خارج کشور و خاتمی در داخل کشور بوده. چرا که امیر ارجمند جنبش رو در سطح بین المللی داره رسانه ای می کنه همون کاری که امثال ابراهیم یزدی و بنی صدر و قطب زاده در پاریس انجام دادن که بیشترین نقش رو تو پیروزی انقلاب داشتند حتی از خمینی بیشتر. آقای خاتمی هم با پیشنهادشون در داخل که ادامه بیانیه 17 میرحسین بود عملا حکومت رو در یک دو راهی برای اتنخاب قرار داد و عملا با رایزنی به حکومت پرداخت زیرا که سیاست عرصه مذاکره و گاها سازش نیز هست بده بستان در سیاست همواره متداول است، ببینید که خاتمی و به مراتب اون شورای راه سبز جنبش رو در عرصه اتنخابات تبدیل به یک بازیگر در معرض بازی برد برد قرار دادند. یعنی می توان در عرصه انتخابات بازی کرد اما وارد انتخابات نشد 5- یک اصل هم بگم که جنبش سبز بیشتر از هرجریانی به اصلاح طلبان وامدار است اینو یادمون نره به هیچ وجه... 6- مهمترین اصل پوشیدن عینک واقع گرایی من هم مثل همه ی شما زندان رفتم بحث کینه باشه من از شما بیشتر دارم اما باید واقع بین باشم احساساتی برخورد نکنم احساساتی برخورد کردن یعنی جواز خشونت دادن توسط دیکتاتور یعنی از بین رفتن سرمایه اجتماعی یک ملت. 7-تاکید می کنم بیشتر واقع بین باشیم

page rendered in 0.012932 seconds