مهران عبدشاه موجود مفلوک روانپریشی است که سالهاست با افکار مریض خود به زمین و زمان بد میگوید و خود را بهترین موجود عالم میداند، خود این فرد دارای پروندههای سیاه کلاه برداری میباشد ولی از شدت حسادت و عقده این موجود فاسد سعی در سیاه نمایی دیگران دارد ولی اینرا بداند که خدا کشتی آنجا که خواهد برد،اگر ناخدا جامه بر تن درد.خدا حمید شبخیز را آنجا که خواهد برد اگر مهران عبدشاه خود را از هم بدرد.این موجود روانی سالهاست با حسادت و عقده با شبخیز خود ارضایی میکند تا شاید قدری عقده و حسادت آش را تسکین دهد.این فرد شیاد مفت خور تن پرور که اهل زحمت نمیباشد، بعد از عیاشیهای شبانه آش وسط روز سر کار میاد و مدتی را به بدوبیراه و چرتو پرت گویی میپردازد و از شدت تنبلی عرضه هیچ کاری را ندارد و به همین دلیل میبینیم بعد از این همه سال و این همه تعریف از خود و ادعا تلویزیونش به ورشکستگی میرسد و تبدیل به یک نصفه تلویزیون میشود که به ناچار با تلویزیون امید ایران به مدیریت نادر رفیعی دست دوستی میدهد تا این دو نیمه تلویزیون یکی شوند تا از ابرو ریزی و بسته شدن هر دو تلویزیون تا مدتی جلوگیری شود ، لازم به تذکر است که نادر رفیعی از حسادت و ادعا دست کمی از شریکش ندارد ولی خیلی زود این دو را خواهیم دید که از هم جدا شده و به بدوبیراه گفتن و افشاگری علیه هم خواهند پرداخت.

